به زبان ساده، لوگو تایپوگرافی ترکیبی از هنر طراحی، خلاقیت و تکنیک چیدمان حروف است.
در واقع، طراحی لوگو تایپوگرافی رشتهای است که خود به تنهایی جایگاه مهمی در هنر طراحی داشته و هدفی فراتر از خوانا بودن کلمات را مدنظر دارد.
تایپ فیس یا ساختار حروفی که انتخاب میکنید، چگونگی نشستن آن بر طرح کلی شما، مکان حروف، رنگ و شمای آنها در واقع تفاوت میان یک طراحی خوب و بد را تعیین میکنند.
رشته تایپوگرافی مملو از اصطلاحات خاص است که هر موردی را از اسامی درست المانها تا بخشهای مختلف فرم نامهها و عبارتهای مرتبط را سازماندهی کرده و آنها در بخش طراحی، پوشش میدهد. به همین دلیل، خواندن و استفاده از محتواهایی که برای آشنایی افراد مبتدی با تایپوگرافی نوشته میشوند، مشکل است.
از اینرو تصمیم گرفتهایم که مفاهیم اساسی و اصطلاحات رایج در طراحی لوگوی تایپوگرافی را به زبانی توضیح دهیم که برای هر کسی با هر سطح دانشی از طراحی، قابل یادگیری باشد. در این مقاله، واژهنامه کاملی از کلمات رایج در طراحی لوگوی تایپوگرافی در اختیار شما قرار میگیرد. با دانستن این اصطلاحات، استفاده از متون و فیلمهای آموزشی برای شما سادهتر خواهد بود.
طراحی فونت یک فرایند طولانی و پیچیده است. تایپ فیسها (Typefaces) توسط هنرمندان و در مدت زمان قابل توجهی درست میشوند. این افراد از هنری بهره میبرند که در طول سالیانی متمادی به کسب کردهاند. بهترین و حرفهایترین فونتها در استایلها و سایزهای ضخامتی مختلفی عرضه میشوند تا یک خانواده کامل را تشکیل دهند. تنظیم فاصله افقی میان حروف یا همان کرنینگ(Kerning) ،پشتیبانی از چندین زبان بینالمللی و افزودن حروف متناوب و رسا برای دادن شخصیت و تنوع به حروفچینی از دیگر مواردی هستند که در طراحی فونت مدنظر قرار میگیرند.
گرچه مجموعه حیرتانگیزی از فونتها وجود دارند که میتوانید به صورت آنلاین از میان آنها انتخاب کنید، اما باید به این موضوع توجه داشته باشید که فونت برگزیده شما، شامل تمامی فاکتورهایی باشد که برای ایجاد یک طراحی بینقص نیاز دارید.
موضوع مهم دیگر در طراحی لوگوی تایپوگرافی آن است که بدانید تمامی تایپ فیسها از اندازه یکسان برخوردار نیستند. برخی از حروف پهن و ضخیم هستند و برخی دیگر باریک و نازک. بنابراین، بسته به این که کلمات را با چه نوع حروفی بنویسید، میبایست فضای بین حروف را متناسب با فضای تعریف شده تغییر دهید.
ارتفاع هر کاراکتر با عنوان x-height شناخته میشود. زمانی که تایپ فیسهای مختلف را در کنار یکدیگر قرار میدهید، منطقی است که در طراحی یک تایپوگرافیک کلاسیک از حروفی با x-heightهای یکسان استفاده نمایید.
پهنای هر کاراکتر با عنوان set width مورد اشاره قرار میگیرد. این عدد محدوده بدنه حرف به علاوه فضایی است که به عنوان فاصله از حرف بعدی، تعریف شده است.
متداولترین متد مورد برای اندازهگیری حروف چاپی، سیستم نقطه است که به قرن هجدهم بازمیگردد. یک نقطه، 1.72 اینچ است و 12 نقطه یک حرف پیکا (pica) را تشکیل میدهد، واحدی که برای اندازهگیری عرض ستونها کاربرد دارد. همچنین، اندازه حروف چاپی ممکن است به اینچ، میلیمتر یا پیکسل نیز اندازهگیری شود.
لیدینگ، فضای عمودی میان هر یک خط از حروف چاپی را تعریف میکند. استفاده از این واژه برای فاصله بین خطوط به آن دلیل است که در زمان حروفچینی فلزی، از نوارهایی از سرب برای جدا کردن خطوط استفاده میشده است.
به طور کلی و برای خوانایی راحت یک بدنه متن، قانون به این شکل است که اندازه لیدینگ میبایست 1.25 تا 1.5 برابر بزرگتر از سایز فونت باشد.
کرنینگ، فرایند تنظیم فاصله میان کاراکترها، برای ایجاد یک همنشینی هماهنگ است. برای مثال، زمانی که حرف بزرگ ‘A’ در کنار حرف بزرگ ‘V’ قرار میگیرد، حالتهای مورب این دو حرف به شکلی تنظیم میشود که قسمت بالا و سمت چپ حرف ‘V’، بالاتر از قسمت پایین سمت راست حرف ‘A’ قرار بگیرد. کرنینگ و ترکینگ، بسیار به هم شباهت دارند، اما از یک چیز صحبت نمیکنند. ترکینگ، پروسه تنظیم فاصله تمامی کاراکترها در نرم افزارها است و به طور مساوی بر تمامی حروف اعمال میشود.
در طراحی لوگوی تایپوگرافی، این عبارت تعیین کننده عرض یک بلوک متنی است. برای ایجاد تجربه بهینهای از خوانایی، این مورد آشکارا یک المان مهم محسوب میشود. اگر خطوط متن شما خیلی بلند باشند، خواننده به راحتی خط متون را گم میکند، این در حالی است که استفاده غیرضروری و پیوسته از اندازههای کوتاه نیز روند خواندن متن را به هم میزند.
اگر تمامی حروف در یک طراحی ظاهر یکسانی داشته باشند، تشخیص متونی از اهمیت بیشتری برخوردارند، مشکل خواهد بود. در طراحی لوگوی تایپوگرافی، تعیین اندازه حروف، یکی از روشهای کلیدی برای ایجاد سلسله مراتب و هدایت خواننده متن است. در این رابطه، هدینگها یا عنوانها (Heading) معمولا بزرگ هستند، زیر عنوانها کوچکتر بوده و حروف بدنه باز هم کوچکتر در نظر گرفته میشوند.
با این حال، اندازه حروف تنها راه موجود برای تعیین سلسله مراتب نیست، بلکه با استفاده از رنگ، فاصلهگذاری و عرض حروف نیز میتوان میزان اهمیت آنها را برای مخاطب مشخص نمود.
این عبارت، تعیین کننده دهانه جمعشده یک حرف، مثلا حرف ‘e’ است. تفاوت در اندازه این دهانه، دارای تاثیر مستقیم بر روی خوانایی یک حرف و در نهایت، خوانش متن است.
Baseline جایی است که پاهای حروف بزرگ در آن قرار میگیرند. Descenderها و loopها زیر این خط قرار میگیرند.
Bowl به قسمتهای منحنی حروف اشاره دارد. این تعریف هم در حرف کوچک (b) و هم در حرف بزرگ (B) دیده میشود.
انتهای منحنی در قسمت بالایی حروفی مانند ‘a’، ‘c’، ‘f’ و ‘r’ با این اصطلاح مشخص میشود. دلیل این نامگذاری آن است که این ترمینالها کمی شبیه به منقار پرندگان به نظر میرسند.
در طراحی لوگوی تایپوگرافی، Bicameral به حروفی اشاره دارد که دارای شکل حروف بزرگ و کوچک هستند. برای مثال، الفباهای Roman و Cyrillic، به صورت bicameral هستند. از سوی دیگر، عربی و فارسی حروف کوچک و بزرگ ندارند و به همین دلیل به آنها unicameral گفته میشود.
در طراحی لوگوی تایپوگرافی به تعریف تنظیم دستی سایز نقطهها و فضای بین حروف، به نحوی که متن به شکلی هارمونیک در فضای اختصاص یافته قرار گیرد، Copyfitting گفته میشود.
این اصطلاح به قسمت محصور و یا نیمه محصور حروفی مانند ‘c’ و قسمت پایین ‘e’ و ‘g’ اشاره دارد و آنهای در طراحی لوگو تایپوگرافی تعیین مینماید.
Crossbar دو قسمت یک حرف را به هم متصل میکند، مثل ‘H’. توجه داشته باشید که نباید این اصطلاح را با cross-stroke اشتباه بگیرید که در واقع خطی است که تنه حروفی مانند ‘t’ را قطع میکند.
تایپ فیسهایی هستند که از دستخط انسانها تقلید میکنند و آنها هند رایتیگ (Handwriting) نیز مینامند.
قسمتی از حرف است که زیر خط پایه قرار میگیرد. در حروف کوچک این مورد در ‘p’، ‘y’ و ‘q’ و در حروف بزرگ در ‘J’ و ‘Q’ دیده میشود.
این مورد، به علامتی اشاره دارد که برای مشخص کردن حروف در زبانهای فرانسوی، آلمانی و چک به کار میرود.
Dingbatها اغلب آیکونهای تزئینی هستندکه زمانی به نام گلهای پرینتر شناخته میشدند و از بولتهای ساده تا شکل جانوران و گیاهان را دربرمیگیرند.
تعریف تک حرف بزرگی است که معمولا در ابتدای یک پاراگراف نوشته میشود. ارتفاع این حرف معمولا به اندازه یک یا دو خط از متن اصلی است که به تناسب سایز، فضای بیشتری از ساختار کلی متن به خود اختصاص میدهد.
تعریف قسمتهای خمیده و کوچک در بخش بالایی حروفی مانند ‘g’ است. این مورد را در حرف کوچک ‘r’ نیز میتوان مشاهده کرد.
فونت فیس یک تگ HTML است که تایپوگرافی را با تایپ فیسهایی که مستقیما در صفحات وب جاگذاری میشوند، وارد صفحه کرده است. این رابط کاربری اجازه میدهد تایپ فیسهای اختصاصی بسازید و آن را در صفحات وب سایت بارگذاری و جهت تکمیل برندیگ از آن بهره ببرید.
Glyphها بلوکهای سازنده تایپوگرافی هستند.
در طراحی لوگوی تایپوگرافی، این مورد بسیار شبیه به Glyph اما کمی گستردهتر است. در واقع، grapheme یک ساختار واحد از یک زبان، مانند حروف چینی با خانوادهای پرجمعیت را شامل میشود.
به فاصله میان صفحات روبروی یک کتاب یا مجله یا فاصله عمودی میان دو ستون از یک متن، Gutter گفته میشود.
در یک پاراگراف از یک متن justified، کلمات به شکلی چیده شدهاند که هیچ فاصله سفیدی در انتهای خط دیده نشود. تنظیم خطوط به این شکل، به آن معناست که فاصله میان کلمات، بسته به تعداد آنها در یک خط، متغیر است.
قسمت پایینی حرف ‘g’ به نام loop یا lobe شناخته میشود. این مورد میتواند باز (در قسمت بالای سمت راست) یا بسته (سمت چپ) باشد. گاهی اوقات به این قسمتtail هم گفته میشود، اصطلاحی که برای نامیدن قسمت پایین ‘y’ هم کاربرد دارد.
در این حالت، فونتهای موجود در حروف چاپی، فضای افقی یکسانی را اشغال میکنند.
نام فرمت فونتی است که توسط Microsoft و Adobe طراحی شده است.
نخستین خط از یک پاراگراف جدید که در انتهای یک صفحه باقی بماند. اغلب در طراحی لوگوی تایپوگرافی از این گزینه استفاده نمیشود.
این تعریف به تزئین و زیباسازی انتهای حروف اشاره دارد و از تمایل رومیها به حک کردن حروف بر روی مرمر، پیش از تراشیدن آن منشا میگیرد.
به قسمت اصلی منحنی در حروفی مانند ‘s’ گفته میشود.
یک پیشآمدگی از منحنی یک حرف طراحی شده است که گاهی اوقات به نامهای beak یا beard نیز خوانده میشود.
به قسمت عمودی و تمام قد در کاراکترهای قائم، Stem گفته میشود.
میتوانید برای شروع از سایتهای رایگان فونت چند فونت دانلود کرده و برای طراحی لوگو تایپوگرافی خود از طراحی آنها ایده بگیرید.